احد عظیم زاده را اگر بخواهیم در یک جمله معرفی کنیم کافی است بگوییم سلطان فرش دستباف ایران. او یکی از تاجران موفق فرش در عرصه جهانی ست. افتخارات و کارآفرینی های او، محصور به دنیای فرش نمی شود. افق دید گسترده این تاجر موفق، سبب شده است در عرصه های دیگری نیز بدرخشد.
احد عظیم زاده از آن افرادی ست که ما اصرار داریم در سایت lifeschool.ir این جمله را در خصوص او به کار ببریم که از دل هیچ به همه چیز رسید. داستان زندگی اش امید را در دل هر انسانی زنده می کند. می توان گفت که احد عظیم زاده ، رویایش را از صفر که نه از زیر صفر آغاز کرد و اکنون به جایی رسیده است که بنشیند و به چشم انداز زیبایی که از زندگی خود خلق کرده است، ببالد. داستان زندگی پر فراز و نشیب او مهم ترین پیامش امید است. این که بتوان در هر شرایطی، هر چقدر سخت و محال، دست از رویای خود برنداشت. در دل تاریکی های زندگی، او نور امیدی که در قلبش بود را روشن نگه داشت. به هیچ قیمتی به شکست، فکر نکرد. و نهایتا راهی که به دنبالش بود را پیدا کرد. و این داستان همیشگی امید و اشتیاق است.
معجزه هایی خلق می کند که انگشت به دهان می مانیم. رویاهایی را به واقعیت می رساند که احتمال وقوع شان، صفر است. پس از دستش خیلی کارها برمی آید. می توانیم روی آن حساب باز کنیم. می شود مانند احد عظیم زاده به غیر ممکن ها فکر کرد. به محال ها دل بست. آن زمان است که غیرممکن، معنی خود را از دست می دهد. داستان زندگی این تاجر موفق، خیلی از معادلات را بر هم می زند. خیلی از منطق ها و حساب و کتاب های عقلی را به چالش می کشد. بدون هیچ چیز، بدون هیچ حمایت و پشتوانه و جایگاهی و تنها با تکیه بر آرزو و دلی پر امید، او سلطان فرش جهان شد.

دوران کودکی احد عظیم زاده

عظیم زاده در دهم آذر 1336 در روستای اسفنجان از توابع اسکوی آذربایجان شرقی به دنیا آمد. عظیم زاده در دوران کودکی، شرایط سختی را گذراند. همین شرایط سخت و محرومیت ها، انگیزه شدیدی در او به وجود آورد برای پیشرفت. فقر و محرومیت مالی، به وضوح در زندگیشان حس می شد. اما تنها این اوضاع سخت مالی نبود. او در سن هفت سالگی، پدرش را از دست داد. از آن پس فقر را بیشتر حس کرد و در کنار آن زندگی بدون وجود پدر برایش یک محرومیت بزرگ عاطفی بود.
بعد از مرگ پدرش او مجبور به کار کردن برای تامین معاش خود و خانواده اش شد. اما درس خواندن را رها نکرد. روزها قالی می بافت و شب ها درس می خواند. به گفته خودش در این دوران، دو آرزوی بزرگ داشت. دوست داشت یا خلبان شود و یا یک فرد ثروتمند و پولدار. در سختی و خستگی حاصل از کار به رویاهایش پناه می برد. انگیزه می گرفت برای ادامه دادن، برای تلاشی که پایانش ناپیدا بود.
بعدها که بزرگتر شد قالی ها و گلیم ها را بر پشت خود می گذاشت و برای فروش به اسفنجان یا اسکو می برد. در این زمان 13 ساله بود. سود حاصل از این کار، بسیار اندک بود.

 

احد عظیم زاده و ایده راه اندازی کسب و کار

در همین دوران، عظیم زاده به این امید که بتواند به اهداف بزرگتری فکر بکند مقداری از درآمد خود را پس انداز می کرد. تا هجده سالگی او 20 هزار تومان پس انداز کرده بود. در ذهن خود به راه اندازی یک کارگاه فرش بافی فکر می کرد منتها با پس انداز خود امکان راه اندازی این کارگاه را نداشت. نهایتا او 20 هزار تومان قرض کرد و 60 هزار تومان وام گرفت. حالا سرمایه او صد هزار تومان بود برای عملی کردن ایده هایش. در آن زمان عظیم زاده می دانست که مرکز فرش جهان، آلمان است. فکر سفر به آلمان برای تکمیل ایده هایش را داشت. نهایتا عازم هامبورگ شد و از موزه های فرش آنجا دیدن کرد. پس از آن به ژنو رفت. او به این طریق می خواست بازار هدف خود را از نزدیک شناسایی کند. در ژنو ملاقات او با یک تاجر به نقطه عطفی در زندگی اش تبدیل شد. آن فرد از فرش گرد و طرفداران زیادش برای عظیم زاده صحبت کرد. ایده ای که به دنبالش بود را یافت. به ایران بازگشت و بدون هیچ تردیدی برای تولید فرش گرد اقدام کرد. او کارگاه تولیدی خودش را راه انداخت و تولید فرش گرد آغاز شد.

احد عظیم زاده

احد عظیم زاده

موفقیت شگفت انگیز عظیم زاده

مدت زمان زیادی نگذشت که تاجران آلمانی از این موضوع مطلع شدند و به اسفنجان آمدند. چیزی که حتی در تصور عظیم زاده هم نمی گذشت به وقوع پیوست. حاصل معامله آنها با عظیم زاده، سود دوازده میلیون تومانی برایش به ارمغان آورد. هیجان این اتفاق سبب شد او آن شب تا صبح بیدار بماند.
همه آنچه احد عظیم زاده می خواست اتفاق افتاد. این معامله به قدری پر سود بود که انگار تمام آن سال های محرومیت را به تنهایی جبران کرد اما تنها سود دوازده میلیون، مطرح نبود. عظیم زاده، آینده کسب و کار خود را بسیار امید بخش یافت.

 

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد استرس و دلایل ایجاد آن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد برداشت درست از قانون جذب

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زندگینامه نیک وی آچیچ

توسعه کسب و کار عظیم زاده

فعالیت او گسترش یافت. میزان صادراتش بالا رفت. به کشورهای آلمان، بلژیک، ایتالیا، سوئیس و انگلیس فرش صادر کرد و تجارت احد جهانی شد. روند رو به رشد آن، همچنان ادامه دارد.
احد عظیم زاده پس از آن نیز، برای شناخت سلیقه مشتریانش، سفرهای زیادی کرد و هر بار به ایده های تازه و پختگی بیشتر رسید. مسیر آینده برایش روشن تر شد.
توسعه کسب و کار عظیم زاده، پس از آن پیشرفت ها، امر دور از انتظاری نبود.
دومین کارگاه فرش خود را در تبریز افتتاح کرد و پس از آن نیز مغازه ای در بازار بزرگ تهران راه اندازی کرد.
در سال 1380 شرکت خود را با نام خانه فرش عظیم زاده به ثبت رساند. در همان سال تندیس طلایی بهترین صادر کننده فرش دستباف را از کشور انگلستان دریافت کرد.

 

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زیبایی چیست؟

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد بهترین بودن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد ضمیر ناخودآگاه

شکستن مرزهای کسب و کار

عظیم زاده پس از سفرهای متعدد خود، پروژه جدیدی در ذهنش نقش بست. ایده ای که با دنیای فرش، فاصله داشت. او به فکر تاسیس هتل افتاد. نهایتا پروژه هتل الماس خاورمیانه را در مازنداران راه اندازی کرد. او برای این پروژه 180میلیارد تومان هزینه کرده است. از افتخارات این پروژه، ایجاد شغل برای 1000نفر است. این امر برای عظیم زاده، موضوعیت بسیار داشت. چرا که او یک کارآفرین حقیقی است و یکی از مهم ترین اهداف کارآفرینان، ایجاد شغل می باشد.

فعالیت های بشردوستانه

در ابتدا نیز توضیح دادیم ؛ رنج یتیم بودن یکی از مشکلاتی است که عظیم زاده در کودکی با آن دست و پنجه نرم کرده است. تجربه آن دوران سبب شده است که عظیم زاده، دنیا را جای بهتری برای زندگی کند.از اقدامات قابل تحسین او سرپرستی از یتیمان است. او تا کنون 1200کودک را تحت پوشش و حمایت خود قرار داده است و به گسترش این تعداد فکر می کند. بودن با یتیمان و وقت صرف کردن با آنها را از بهترین اوقات زندگی خود می داند.

سلطان فرش ایران

سلطان فرش ایران

 

امیدوارم لذت برده باشید و این مقاله تاثیرگذاری خودش را داشته باشد. بتوانیم در سخت ترین شرایط ، با امید و اشتیاق، زندگی کنیم گویی که اطمینان داریم همه چیز رو به راه خواهد شد.

با احترام

ساره شبرنگ زاده