ایمان به خداوند ، اصلی ترین نیاز یک انسان است. انسانی که مخلوق است و نیازمند خالق. خیلی از ماها در گیرودار زندگی و مشغله های زندگی گم شدیم. طوری که انگار وقتی برای خداوند نداریم. حتی زمانی کوتاه در حد 15 دقیقه در روز. همه ما کلی مشغله داریم. مشغله خانواده، همسر، فرزند، کار، درس و… . هر چه تلاش می کنیم انگار وقت آزادی برای خلوت وعبادت پیدا نمی کنیم و گاهی با خودم فکر می کنم به قول معروف این راهی که می رویم به ترکستان است. اینکه زمان نداریم برای اتصال به منشا زندگی، قدرتی که بزرگتر از همه ماست، به خداوندی که همه از اوییم.نمی خواهم از معنویات عجیب و غریب حرف بزنم. یا ادعا کنم که در این سایت، افراد مذهبی فعالیت می کنند. ابدا. موضوع امروزمان، ورای تمام این حرف هاست.در قرآن آمده است : مومنان نه ترسی بر آن هاست و نه حزن و اندوهی.با دقت در این آییه شریفه،تا حدودی معنای ایمان به خداوند را درک میکنیم. به زندگی امروزمان که نگاه می کنیم غیر از ترس و اندوه، چیزی نمی یابیم. به راستی ایمان به خداوند دقیقا چگونه است؟

نشانه های ایمان به خداوند

پس بی دلیل نیست که زندگی ما یک دوندگی بی حاصل است. بی دلیل نیست که همواره در ترسیم؛ ترس اینکه زیرآبمان را بزنند، ترس از تهدید دیگران، ترس تنها ماندن و طرد شدن و از دست دادن روابطمان، ترس از دست دادن شغلمان، ترس ورشکست شدن، ترس به باد رفتن سرمایه و داراییمان.دلیل تمام این ترس ها این است که ایمان به خداوند در زندگی ما جایی ندارد.

نشانه های ایمان به خداوند

نشانه های ایمان به خداوند

ما هنوز باور نداریم منشا ثروت ما، منشا عشق و خوشبختی ما، منشا سلامتی ما، مردم و اطرافیان و اوضاع و شرایط بیرونی نیست. ما دیگران را و چیزی در بیرون را برای خودمان بت کرده ایم. پرستشش می کنیم، و از اینکه چرا در زندگی به هر دری می زنیم بسته است در تعجبیم.
“به عزت و جلالم سوگند می برم امید هر آن کس را که به غیر من امید بسته باشد”. شاید وقت آن رسیده که تسلیم این جمله شویم. شاید وقت آن رسیده قطع امید کنیم از هر کس و هر چیزی که به آن تکیه کردیم.شما هم اگر همه کس و همه چیز، پشتت را خالی کرده اند. وقتش رسیده که تمام بت های زندگیت را بشکنی. با تبر ایمان.
چرا باید از ابتدا به کسی یا چیزی وابسته بشویم که جای خداوند را در زندگی ما بگیرد؟ که روزی بخواهد پشت ما را خالی کند؟ به این دلیل پشتمان را خالی می کنند که به آن ها تکیه کردیم. که بزرگشان کرده ایم. عظمت خداگونه به آن ها داده ایم.و فراموش می کنیم خداوندرا. او که ما را آزاد آفرید. آزاد از هر تاثیری، خداوندی که سلب کرده است قدرت هر کسی و هر چیزی را از زندگی ما.وعده داده است که از ما حفاظت می کند. والله خیر حافظا. و ما باورش نداریم. احساس ناامنی که می کنیم به همه پناه می بریم، هر دری را می زنیم به این امید که به آرامش برسیم.جز این است که به خداوند ایمان نداریم؟ باورش نداریم. وعده هایی که به ما داده است را باور نداریم. پس عجیب نیست اگر همیشه پریشان و سرگردانیم. همیشه به ما خیانت شده، همیشه نادیده گرفته شدیم، همیشه حقمان را خورده اند.

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد استرس و دلایل ایجاد آن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد برداشت درست از قانون جذب

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زندگینامه نیک وی آچیچ

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زیبایی چیست؟

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد بهترین بودن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد ضمیر ناخودآگاه

به نوح  فکر میکنم که در خشکی، کشتی می ساخت. او ایمان داشت به خداوندش. به قولی که به او داده. به بارانی که می رسد. و او صبور بود و منتظر. در انتظار روزی که آن وعده به وقوع بپیوندد. و ایمان عظیم او، سیلی راه انداخت که همه چیز را با خود برد. گوش او ناشنوا بود در مقابل تمام تمسخرهایی که می شنید. در لحظاتی که دیگران به او شک می کردند آب هم توی دلش تکان نمی خورد. اما ما به هم می ریزیم. داد می زنیم، به دیگران اثبات می کنیم که اشتباه می کنند. اگر واقعا می دانیم حق با ماست، دلیل این آشفتگی چیست؟ شاید در ته وجودمان خودمان نیز شک داریم به خودمان.همه ما نیاز داریم رابطه با خالقمان را حفظ کنیم. از خط فکری خاص و مذهب خاصی حرف نمی زنم، از ایمانی صحبت می کنم که رهایی می بخشد. که آرامش می بخشد، که انسان را شجاع و نترس می کند.

لحظاتتان سرشار از ایمان به خداوند

با احترام

ساره شبرنگ زاده