لذت حقیقی

 

دانلود فایل تصویری

 

دانلود فایل صوتی

 

داشتم به این فکر می کردم که اگر خورشید رو از جهان حذف کنیم با چندتا لامپ میشه جهانو روشن کرد؟ البته در صورتی که همون نور و گرما و رشد و بالندگی رو به جهان هدیه بده….
برای هممون بدیهی و واضحه که این کار شدنی نیست. راحت ترش میشه اینکه: خورشید کجا و نور لامپ کجا؟ حتی اگه قرار باشه هزاران لامپ، میلیونها و میلیاردها لامپ رو جایگزین خورشید کنیم؛ باز هم اون اتفاق نمی افته. باز هم به اون نور و اون نتیجه ای که می خوایم نمی رسیم.

شاید به نظر شما عجیب بیاد و پیش خودتون فکر کنید آخه کی این کارو میکنه…. اما اگر به زندگیمون دقیق بشیم ما هر روز بارها و بارها به این شکل عمل می کنیم. ما بارها و باها خودمون رو از نوری که خورشید دورنمون داره محروم می کنیم.  از لذت حقیقی و بهبودی که اون نور می تونه وارد زندگی ما کنه میگذریم و به سراغ نور های کم می ریم. به سراغ راه های موقتی. به سراغ راه هایی که هرگز ما رو به اون نتیجه ای که می خوایم نمی رسونه. ما بارها و بارها اصل رو فراموش می کنیم و به فرعیات می پردازیم. می خوایم اینو بگم که همه ما در درونمون یه خورشید عظیم داریم که گرما و نور بی انتهایی داره. اون می تونه نور عشق و ثروت و معنویت رو وارد زندگی ما کنه. میتونه به حدی قلب ما رو روشنی و آرامش ببخشه که حتی در تصور ما هم نمی گنجه… می تونه به حدی ما رو به لذت حقیقی نزدیک کنه که به تصوردر نمیاد.

اما خیلی از ماها این نور رو انتخاب نمی کنیم. خیلی از ماها این نور رو باور نداریم … و این بی باوری سبب میشه سراغ راه هایی بریم که نور کم و موقتی رو وارد زندگیمون میکنه و هیچ وقت اون نور نیاز حقیقی ما رو پوشش نمیده و ما رو به رضایت و نتیجه دلخواهی که می خوایم نمی رسونه.

 

 

 

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد استرس و دلایل ایجاد آن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد برداشت درست از قانون جذب

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زندگینامه نیک وی آچیچ

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زیبایی چیست؟

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد بهترین بودن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد ضمیر ناخودآگاه

 

 

مصداق هایی که ما را از لذت حقیقی دور میکند

 

وقتی شغل رشته مورد علاقت رو رهای میکنی، وقتی شغلی که می دونی توش حرف برای گفتن داری، کاری که قلبت برای انجامش می تپه، کاری که باهاش میتونی به انسانها خدمت کنی و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنی ، کاری که باهاش میتونی دستاوردهای جدید داشته باشی و پر از ایده و خلاقیتی واسش رو رها میکنی به این دلیل که عقیده داری پولساز نیست و به دنبال کاری میری که بتونی باهاش فقط گذران امور کنی تو داری خودت رو از نور خورشید وجودت محروم می کنی. اون نور می تونه تو رو غرق ثروت کنه. میتونه تو رو غرق رضایت و لذت حقیقی کنه اما تو نمی تونی باورش کنی. به سراغ نور کم و موقتی ای می ری که عقیده داری کمکت میکنه تا از گرسنگی نمیری. تا بتونی نون شبت رو داشته باشی. تا بتونی اجاره خونه بدی… وقتی راهت تو زندگی رو براین اساس انتخاب می کنی تو خودت رو ازخورشید ثروت دور می کنی… تو به دنبال اصل نیستی و به فرعیات چسبیدی. واضحه که اون راه هرگز تو رو به نتیجه دلخواهت و رشد دلخواهت نمی رسونه.

زمانی که در روابطتت با اطرافیان و همسر و همکارانت مشکل داری اما برای حال این مشکل تنها تلاشی که میکنی اینه که اون افراد رو تغییر بدی یا جای زندگیتو عوض کنی، محل کارت رو عوض کنی بدون اینکه متوجه اصل و ریشه این مشکل باشی تو داری به نور کم و محدود و موقتی یک لامپ دل خوش می کنی. خورشید تو می تونه انقدر نور و گرما بده بهت که غرق لذت حقیقی  از روابطتت بشی اما تو باورش نمی کنی. تو انتخابش نمی کنی و به سرغ راه هایی می ری که میدونی موقتین.

نمی خوام بگم اگر شغلی رو انتخاب کنی که عاشقش نیستی نمی تونی هیچ پولی دربیاری، نمی خوام بگم که هرگز محیط زندگی و اطرافیانت رو نباید تغییر بدی و اگر تغییر بدی هیچ نتیجه ای به دست نمیاری. تمام حرف من اینه که این نتایج موقتی و محدوده و تو رو راضی نمیکنه. تو رو به اون شادی و لذت و رفاهی که آرزوشو داری نمی رسونه. به نتایج کوچیک می رسونه به زندگی معمولی، به نوری که در حد نور یک لامپ کمه.

اگر به دنبال زندگی معمولی و حد متوسط هستی به دستش میاری اما اگر می خوای به لذت حقیقی و نعمت بی انتها برسی این راهش نیست. باور کن راهش نیست. چون قلب تو و دورن تو میدونه که چه قدرتی داری برای تغییر زندگیت. برای  رسیدن به لذت حقیقی  از تک تک لحظه هات. و مادامی که به اون مسیر هدایت نشی احساسی در درون تو همواره بهت یادآوری میکنه که این اون چیزی نیست که به دنبالشی… این حقیقت ماجرا نیست. این اصل داستان نیست.

 

سخن آخر

 

خیلی از افراد به من ایراد می گیرن که شما از ما زیادی انتظار داری. شما انتظار داری ما تلوزیون نبینیم. روی خودمون کار کنیم… خب خیلیا هستن که دارن زندگیشونو می کنن و هیچ کدوم از این کارایی که شما میگینو انجام نمیدن؟

پاسخ من به این افراد اینه که بله حرف شما حقیقت داره… تو هم میتونی راه اون افراد رو بری و همه چیز رو در حد متوسط و نه چندان راضی کننده داشته باشی اما اون لذت حقیقی ، اون رفاه سرشار، اون اطمینان درون از این راه به دست نمیاد… برای رسیدن به اینها تو نیاز به خورشید داری نه به نور یک لامپ…
من ازتون می خوام روی خودتون کار کنید چون می خوام زندگی رو به معنای حقیقی کلمه تجربه کنید . چون می خوام به حدی از لذت و آرامش و رفاه و شادی برسید که نزدیک به رویاست برای افراد عادی.. برای این هدفه که از تون می خوام راهی که من میگم رو برید… قبول دارم که این راه متفاوته… قبول دارم که 90 درصد مردم این راهو حتی باورش هم ندارن اما حرف می اینه این راه نتایجش متفاوته. اگه دوس داری اوج بگیری باید پرواز کنی. با لنگان لنگان رفتن تو هیچ وقت به ارتفاعات بالا نمی رسی.

بله من از شما میخوام روی خودتون کار کنید. میخوام دنیا رو به شکل جدیدی باور کنید. می خوام راه متفاوتی با اونچه که در اطرافتون می بینید رو برید اما این راه نتایجش هم متفاوته. این راه شما رو به یه زندگی متوسط معمولی نمی رسونه. این راه شما رو به اوج می بره.

پس این ایراد وارد نیست که چرا شما از ما می خواین متفاوت باشیم. جواب اینه که چون تو دنبال نتایج متفاوت هستی….

خورشید وجود خودت رو پیدا کن. تو هرگز با نور لامپ نمی تونی جهانتو روشن کنی. به دنبال نور وجود خودت باش که خیره کننده است. گرمابخشه و راضی کننده است.

عاشقانه دوستتون دارم

ساره شبرنگ زاده.