مشکلات زندگی

 

دانلود فایل تصویری

 

وقتی درد و رنجی در زندگی برای ما رخ می دهد پیامی برای ما دارد. در واقع می خواهم بگویم که جهان قصد دارد از این طریق چیزی را به ما بفهماند و با ما صحبت کند. می شود گفت زبان گفت و گوی کائنات با ما به طریق خاصی است. مشکلاتی که ما را به چالش می کشد یکی از این راه هاست. در واقع اگر ما در مسیر درست حرکت کنیم معمولا نعمت ها و موقعیت ها وارد زندگی ما می شوند. حس خوب و خوشبختی را لمس می کنیم و امثال اینها. در همه این موارد جهان دارد به ما نشان می دهد که مسیر درست است. به قول معروف «با همین فرمون برو که کارت درسته». اینجا ما می فهمیم که جهت را درست تعیین کرده ایم. به همان میزان زمانی که دچار تضاد و تناقض می شویم و به چالش برمی خوریم، اینطور به نظر می رسد که داریم به بیراهه می رویم و کائنات نشانه های عینی این موضوع را به ما عرضه می کند و به ما می گوید که مسیرمان را اصلاح کنیم. این موضوع در کنه آن باید موجب خوشحالی ما بشود. هر چقدر زودتر این مطلب را درک کنیم نتایج و عواقب آن را کمتر کرده ایم. پس زمانی که دچار چالش می شویم اگر به درک و آگاهی بیشتری رسیده باشیم باید سپاسگزار خداوند باشیم که ما را به حال خود رها نکرده است تا به قعر چاه فرو برویم. بلکه همواره به ما هشدار می دهد که مسیرت را اصلاح کن. پس تمرکزمان را از روی مشکل برداریم اگر تمرکزمان بر روی مشکل باشد، طبق قانون جذب مشکل بیشتر را جذب می کنیم. باید پیام و درسی که در این وضعیت هست را فرا بگیریم. آن زمان است که مشکل به خودی خود حل می شود و هیچ نیازی نیست ما برای از بین بردن مشکل اقدامی بکنیم. گاهی می شنوم که می گویند به جنگ مشکلات  زندگی برو. اما به نظر من نباید به جنگ هیچ مشکلی رفت. مشکل در واقع یک موهبت است اما در لباس مبدل، قصدش کمک به ماست برای پیشرفت بیشتر.
در واقع زندگی یک مدرسه است. مشکلات  زندگی و موقعیت ها و چالش ها، معلمان این مدرسه اند. به جای اینکه از سختگیری آنها متنفر باشیم اگر درس خودمان را درست یاد بگیریم آن زمان است که این معلم ها زیاد به ما سختگیری نمی کنند.
فرض بگیریم که ما روابط آشفته ای داریم. از این مشکل به تنگ آمده ایم. اما این مشکل برای ما پیامی دارد. بیشتر که بررسی کنیم می بینیم که شاید در روابطمان خود، انتخاب ها یا ارزش هایمان را نادیده گرفته ایم، یا هر چیزی شبیه به این.

 

جسارت روبه رو شدن با مشکلات زندگی

خیلی از ماها جسارت روبرو شدن با مشکلات زندگی را نداریم. می خواهیم از آنها فرار کنیم و آنها را انکار کنیم. هر درد عاطفی که به آن دچار می شویم مثل یک سمباده است که می خواهد ما را سیقل دهد تا یک اثر هنری زیبا خلق شود، از درد و رنج عاطفی نترسید. مثل دارویی تلخ است که برای نجات بیمار نیاز است. صبور باشیم و بگذاریم این دوره طی شود. با تمام وجود این شرایط را لمس کنیم و به صورتی درک کنیم حرف دل مشکل را که درصد خطاهایمان در این زمینه کمتر و کمتر شود وگرنه مثل آدم هایی می شویم که به مشکلاتشان عادت کرده اند و می گویند تقدیر ما همیشه همین بوده.

 

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد استرس و دلایل ایجاد آن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد برداشت درست از قانون جذب

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زندگینامه نیک وی آچیچ

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زیبایی چیست؟

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد بهترین بودن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد ضمیر ناخودآگاه

 

به هر حال شجاعت روبرو شدن با مشکل ما را به آگاهی و واکنش درست می رساند. زمانی که چالشی در زندگی ایجاد می شود با داد و فریاد و تقلا حل نمی شود، نیازمند صبر و فراگیری است. افراد زیادی هستند که پیام مشکل را درک نمی کنند. از آموختن فرار می کنند و وضعیت پیش آمده را انکار می کنند. همه ما افرادی را دیده ایم که وقتی دچار پستی و بلندی می شوند به سرعت آشفته می شوند و برای آرام کردن خودشان به سراغ راههایی می روند که هیچگاه، مایه آرامش آنها نیست. به محض اینکه ناراحتی برایشان پیش می آید به آرام بخش های مصنوعی رجوع می کنند. به سیگار رجوع می کنند یا به پرخوری پناه می برند. تمام این رفتارها از این حقیقت ناشی می شود که جسارت پذیرش شرایط را ندارند. شرایطی که خودشان ایجاد کرده اند. همه این رفتارها، انکار واقعیت است. به جای روبرو شدن با آن. از آنجایی که هر رنجی حرفی برای گفتن دارد با رفتارهای اینچنینی فقط برای لحظه ای مشکل را از یاد می بریم اما آن را تا ابد به دنبال خود می کشانیم. حالا یک سوال پیش می آید: «آیا ما تا همیشه باید برای فهم و آگاهی دچار مشکل شویم؟»

خیر. اتفاق جالبی که در مسیر رشد می افتد این است که درصد مشکلات  زندگی شما به طرز عجیبی کمتر می شود. در واقع هر روز که روی خودتان کار می کنید و به آگاهی و درک عمیق تر می رسید به همان میزان مشکلات  زندگی کمتر و کمتر می شوند و این طبیعی است که با فراگرفتن درس ها، مشکلات دلیلی برای ماندن ندارند. یک مجسمه زمانی که به زیبایی تراشیده شد دیگر نیازی به سمباده زدن مجدد ندارد. دیگر زیباست. از سمت دیگر بعد از دوره ای که روی خودمان کار می کنیم و به اصول آرامش مسلط می شویم نوع برخورد ما با مشکلات متفاوت با قبل می شود. می دانیم که زندگی قصد دارد یک آگاهی جدید را به ما عرضه کنیم و می دانیم که به تعویق انداختن این کار آگاهانه نیست چون دست از سر ما برنمی دارد و نمی شود جهان را دور زد. پس با آغوش باز در حالت تسلیم و بدون آشفتگی اجازه بدهیم این وضعیت ما را به درک جدیدی برساند. تنها در این صورت که مشکلات ما را در هم نمی کوبد. از زندگی لذت می بریم و پیام جدیدش را درک می کنیم.

هر انسانی که به درجه ای از درک نسبت به مسیر زندگی رسیده است می داند که زندگی یک پازل است. وقتی به چالش برمی خورد درک می کند که این یک تکه از پازل است. اگر آن را از تصویر اصلی جدا کند و به آن خارج از مجموعه زندگی نگاه کند مطمئنا وجودش را درک نمی کند و علتش را نمی فهمد. اما تمامی آن تکه ها باید باشند تا یک تصویر زیبا خلق شود. همه مشکلات باید باشند. همه شادی ها نیز. تا هر تکه ای در جای مناسب خود قرار گیرد. هر کدام از آن ها را که جدا کنیم یک تصویر ناقص داریم. تمامیت زندگی را در آغوش بکشید نه فقط تکه های خوش رنگ و لعابش را.

 

 

با احترام فراوان

 

ساره شبرنگ زاده