پیشرفت کردن

 

دانلود رایگان فایل تصویری

دانلود رایگان فایل صوتی

 

امروز می خواهیم درباره انتظاراتی که هر کدام از ما از زندگی داریم صحبت کنیم. اینکه ما چه سطحی از زندگی را می توانیم باور داشته باشیم تاثیر بسیار مهمی بر نحوه گذران وقت و تصمیم گیری در خصوص امور روزمره ما دارد. انسان های زیادی هستند که تصویرشان از زندگی بسیار کوچک است. این روزها چیزی که زیاد باب شده است این است که با چیزهای ساده باید خوشحال شد. در خصوص احساس خوشبختی انسان این جمله به شدت درست است اما امیدوارم به این بحث ختم نشود که سقف آرزوهایمان را کوتاه کند. می دانم که با چیزهای ساده، خوشبخت شدن امکان پذیر است اما هرگز از خاطر نبریم آب راکد و بی حرکت زمینه مرداب شدن را در خودش پرورش می دهد.

من اعتقاد دارم که پیشرفت کردن جزء باید های زندگی است. یعنی اگر بخواهیم در این جلسه یکی از قوانین زندگی را بگوییم، آن قانون این است که در خصوص پیشرفت کردن یا نکردن، حق انتخابی وجود ندارد. در واقع جزء بایدها و الزامات زندگی ست و منظورمان از پیشرفت کردن ، فراتر رفتن از شرایط کنونی زندگی ست. اینکه همواره زمانی که به عقب نگاه می کنیم و گذشته را به خاطر می آوریم تفاوت بین امروزمان و آن روزها را درک کنیم. به گونه ای که به قول معروف این پیشرفت کردن ما به چشم بیاید. یکی از زیبایی های جهان این است که هر انسانی پیشرفت کردن و بهتر شدن را یک جور معنا می کند. این موضوع به دلیل علاقه مندی ها و انتخاب های گوناگون ما انسان ها است. یقینا همه ی مردم جهان، پیشرفت در یک زمینه خاص را نمی خواهند. هر کس هدف زندگی اش را بر اساس علایق شخصی خودش تعیین می کند و در آن زمینه پیشرفت می کند و به تلاش خود ادامه می دهد. اما آنچه که بسیار حائز اهمیت است سطح پیشرفت ماست. اینکه ما تا کجا می توانیم بالا رفتن را باور کنیم. چقدر می توانیم اوج گرفتن مان را باور کنیم. این موضوع بستگی به این دارد  که الگوهای افراد موفق در ذهن ما چه کسانی باشند. افراد بسیار زیادی هستند که الگوهای آن ها فراتر از سطح خانواده و فامیل نمی رود و مسلما سقف آرزوهایشان هم کوتاه و کوتاه تر می شود.

 

پیشرفت کردن و الگوهای ذهنی افراد

 

فرضا ثروتمند بودن برای آن ها همان فردی را تداعی می کند که در فامیل و در و همسایه وضعش از بقیه بهتر است یا روابط عاطفی خوب برای آن ها، به معنی خانواده ای است که رفتار نسبتا خوبی با هم دارند و به قول معروف مردم دار و مهمان نوازند. در خصوص پیشرفت کردن در زمینه  شغلی شاید الگوی آن ها فردی از آشنایان باشد که در یک اداره یا کارخانه استخدام شده و حالا به لطف خدا معاون شده و انتظار می رود که در آینده ای نه جندان دور مدیر آن اداره یا بخش مربوطه شود. خلاصه اینکه وقتی در این خصوص صحبت می کنند می گویند خدا را شکر فلانی امسال ده درصد به پایه حقوقش اضافه شده است و قسط هایش را به راحتی می دهد.

تاکید می کنم که منظور ما بی احترامی به شیوه زندگی هیچ کس نیست و تمام بحث امروز ما دور نمایی از آینده است که هر انسانی برای خودش در نظر می گیرد. مبحث اصلی این است که اگر زندگی را به مانند مثال هایی که زدیم و به آن شکل می پسندید و پیشرفت کردن در آن سطح را می خواهید که یقینا به آن می رسید. مثل افراد بسیار زیادی که در این سطح متوسط زندگی می کنند. قصد ما این است که انسان ها را بلند پرواز کنیم تا نگاه شما نسبت به موفق بودن، خوشبخت بودن و ثروتمند بودن عوض شود. وقتی آرزوهای شما بزرگ باشد نیاز است که تغییر کنید که شما هم بزرگتر شوید. متناسب با آن آرزوها. وگرنه در حد عادی و معمولی که با همان راهکارهایی که نود درصد مردم جامعه ترویجش می دهند  را می شود داشت و نیازمند آموزش های ما نخواهید بود. همان راهکارهایی که اطرافیان شما به آن باور دارند  برایتان کافی ست. چیزهایی از این قبیل که «مراقب باش سرت کلاه نره!» یا «آدم ها فقط دنبال سوءاستفاده ان، حواستو جمع کن!» یا «مواظب باش کسی زیرآبت رو نزنه!» و… .

 

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد استرس و دلایل ایجاد آن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد برداشت درست از قانون جذب

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زندگینامه نیک وی آچیچ

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد زیبایی چیست؟

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد بهترین بودن

پیشنهاد ما: مطالعه مقاله منحصر به فرد ضمیر ناخودآگاه

 

 

پیشرفت کردن با ذهن پیشرفته

 

تمام داستان این است که چرا وقتی از ثروت صحبت می شود منظور ما آزادی مالی نباشد. یعنی شرایطی را بشود تصور کرد که ما در استقلال کامل مالی باشیم. به راحتی بتوانیم چیزهایی که برای رفاه بیشترمان نیاز است را تهیه کنیم. چرا وقتی از روابط عاطفی صحبت می شود نتوانیم وضعیتی را تصور کنیم که لذت ببریم از وجود خودمان و دیگران و هر لحظه مشعوف باشیم از زندگی؟ زمانی که از پیشرفت کردن در زمینه شغلی صحبت می شود چرا نتوانیم شرایطی را تصور کنیم که ما کسب و کار خودمان را داشته باشیم و منتظر اضافه حقوق صدم به صدم هر سال نباشیم. درآمدمان را خودمان تعیین کنیم، ساعت کاری مان را نیز. مرخصی هایمان را و … .

البته منظور این نیست که اگر الان در استقلال مالی نیستیم یا  یا کسب و کار خودمان را نداریم از زندگی ناامید شویم و حس مان نسبت به خودمان بد شود. مطمئنا ما باید سپاسگزار شرایط اکنون مان باشیم اما بحث، آینده ای است که پیش رو داریم. بحث تصمیمی است که برای پیشروی در مسیر زندگی می گیریم. این موضوع نشان دهنده این است که تا کجای راه پیش می رویم. چقدر ادامه می دهیم. اگر مشکلی در مسیر پیش آمد آیا به همان نتیجه اندک رضایت می دهیم و به قول معروف نتیجه را واگذار می کنیم یا ادامه می دهیم و سر آرزوهایمان با هیچ کس سازش نمی کنیم و به هیچ حدی کمتر از آنچه مشخص کرده ایم قانع نمی شویم؟ هیچ تقدیر از قبل نوشته شده ای وجود ندارد. شما هر روز که از خواب بیدار می شوید این فرصت را دارید که داستان زندگی تان را به شکل متفاوت با گذشته بنویسید.

هدف ما این است که تصویر حداقلی از زندگی را بشکنیم. بسیاری از اوقات که در خصوص مثبت اندیشی صحبت می کنیم کاربران ما یک نگاه می اندازند به اطرافشان و پیش خود می گویند «این طورها هم نیست! اطرافیان من تمام روز را متفاوت با آنچه شما می گویید زندگی می کنند و یکسری چیزها هم دارند و وضعشان بد هم نیست…!» ما هم می گوییم بله درست اما آیا شما به همین سطح راضی هستید یا بیشتر می خواهید. پاسخی که به این سوال می دهید تاثیر بسیار زیادی بر مسیر آینده شما خواهد داشت.

اما همیشه این حسرت با ما خواهد بود که وقتی می شد به دریا زد چرا به یک سطل کوچک راضی شدیم! من تصورم این است که در درون هر کدام از ما یک غول عظیم ثروت وجود دارد. یک قول عظیم عشق، موفقیت، سلامتی و… . نیاز هست که بیدارش کنیم. زمانی که باورش کنید بیدار می شود و غوغا می کند و جهان شما را دگرگون می کند. این همان معجزه ای است که همیشه به دنبالش بودید… .

با احترام فراوان

ساره شبرنگ زاده